زندگی درخشانِ کتی

محدثه ابراهیم زاده:ستاره- ستاره!؛ کتی از خواهر بزرگش لین یاد گرفته است که این طوری به زمین و آسمان نگاه کند، یعنی همه چیز را درخشان و زیبا ببیند. اصلاً چه قدر خوب است که آدم خواهری نابغه داشته باشد که بتواند با او بنشیند و درباره خریدن خانه ای به رنگِ آبی آسمانی و زندگی در کنار دریا خیال پردازی کند!

زندگی درخشانِ کتی

اما انگار برخی چیزها دارند تغییر می نمایند... کتی دارد فکر می نماید که چه طوری می گردد همه چیز را نورانی دید، آن هم وقتی پدر و مادر به اندازه قبل در خانه نیستند یا همواره خسته اند؟ چه طوری می گردد زندگی را زیبا دید، آن هم وقتی که لین مریض شده و دیگر حوصله بازی با کتی را ندارد؟ آن ها که اصلاً کسی را اذیت ننموده اند، پس چرا دیگران از او و خانواده اش فاصله می گیرند؟

این سؤال ها آن قدر مهم اند که کتی رفته رفته احساس می نماید دارد بزرگ می گردد؛ به بزرگی لین که او بی اندازه ستایشش می کرد، یا حتی بزرگ تر...

این ها را در رمان خانه خودمان، نوشته سینتیا کادوهاتا و ترجمه شقایق قندهاری می خوانیم. این کتاب را که مدال طلای نیوبری سال 2005 میلادی را دریافت نموده، نشر افق به بازار کتاب آورده و چند بار تا کنون تجدید چاپ شده است.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: بروزرسانی: 17 مهر 1398 شناسه مطلب: 251

به "زندگی درخشانِ کتی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "زندگی درخشانِ کتی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید