فیلم کارت پرواز؛ بیداری با شلاق تلخ فقر

کارت پرواز در سینمای اجتماعی ایران فیلم مهمی است. فیلمی است که می تواند هر مخاطبی را در مقام مقایسه و لحظه ای جای قهرمان قصه بگذارد.

فیلم کارت پرواز؛ بیداری با شلاق تلخ فقر

علی نعیمی| واقع گرایی در سینما بر بستر درام گاهی می تواند آن چنان پیش رود که جامعه و هر آنچه پیشامد آن است را بر قایق تراژدی سوار کند. مسیری که گاه هیچ تلخی و گزندی در آن سرانجام و نقطه سرانجامی ندارد.

کارت پرواز ساخته مهدی رحمانی با تکیه بر همین واقع گرایی و نمایش عریان یک بزه در جامعه شهری ساخته شده است. فیلمی که در لایه های زیرین جامعه به ظاهر آرام شهری به دنبال التهاباتی است که شاید روزانه از کنارمان عبور می نمایند و در اتوبوس های شرکت واحد و ایستگاه های مترو و پیاده رو های شلوغ در رفت وآمدند و هیچ کس به رنگ زرد چهره آن ها که از نشت کیسه مواد مخدر در شکم شان درست شده، توجه نمی نماید.

کارت پرواز شخصی ترین فیلم مهدی رحمانی است. فیلم سازی که کارش را در سینمای تجربی شروع کرد و آثار متأخرش همیشه در کشمکش میان اراده انسان و تسخیر نفس آدمی در سیطره زندگی مدرن در رفت وآمد بوده است.

این نگاه رحمانی در کارت پرواز شکل شخصی تری به خود گرفته است و گاه می توان این تلنگر و نهیب درون فیلم را با صدایی رساتر شنید. رحمانی کوشش نموده است چهره کریه سلطه مواد مخدر بر لایه های مختلف جامعه را عریان تر از هر نگاه سینمایی به مخاطب نشان دهد.

از این رو فیلم ساز هیچ واهمه ای ندارد که تصاویرش زهر تلخی یک اتفاق را به نمایش بگذارد و از همین رو تا آنجا که مدیوم تصویر اجازه می دهد، خودش را سانسور ننموده است. این افراط در نمایش اتفاق ها و جزئیات قاچاق مواد مخدر گاه آنچنان زیاد است که از حوصله و طاقت مخاطب خارج می گردد.

اما فیلم ساز با آگاهی نسبت به این موضوع کوشش دارد کمتر در شکل واقعی رخداد دست ببرد. شاید برای همین هم اسم بازیگران اصلی درون فیلم نام واقعی آن ها یعنی منصور و نداست چراکه این طور حس بازیگر به اتفاقات نزدیک تر است و درک شرایط درون قصه برایش واقعی تر و ملموس تر می گردد.

بی پروایی فیلم ساز در کارت پرواز گاه از شرح درباره چگونگی انجام یک بزه اجتماعی فراتر می رود و در صحنه هایی مخاطب را چنان با شلاق تلخ فقر از خواب بیدار می نماید که نمی توان لحظه ای از فکر سرنوشت قهرمان قربانی قصه رها شد. فیلم در این میان البته گاهی در دام افراط در نمایش تلخی می افتد و برای هر بحرانی یک دلیل و بهانه ای می تراشد.

ندا دختری است که به خاطر اینکه بتواند فرزندش را پیش خودش نگه دارد و همسر سابقش حضانت فرزند را از او نگیرد، مجبور به خلافی می گردد که در نهایت منجر به یک اتفاق ناگوار می گردد، اما در این میان گویی دلیل همه اتفاق ها و خطا ها از ناحیه همسر سابق ندا به او تحمیل می گردد.

ورطه تراشیدن توجیه گاه درون فیلم آنچنان تکراری می گردد که مخاطب از تصمیم قهرمان قصه جلوتر می افتد. یأس و ناامیدی در بحران درون قصه هیچ راه فراری ندارد و هیچ بزنگاهی برای بیرون آمدن از آن برای قهرمان قصه نمی توان متصور بود. گویی تمامی راه ها روی او بسته شده و ریسمانی نیست که بتواند برای جداشدن از عمق تراژدی به آن چنگ بزند.

این حد از ناامیدی البته خلاف معرفت و ذات زندگی است. اینکه هیچ راه دومی برای قهرمان قصه در روند داستان تصویر نشده است تا بتوان وجدان مخاطب را نسبت به مرگ او آرام کرد. هرچند سرنوشت محتوم قهرمان قصه در سرانجام فیلم مرگ است، اما می شد با نگاه مثبت به روند جاری زندگی راهی را ولو خارج از قواعد بازی ندا تصور کرد که اگر ندا به سمت آن می رفت می توانست زندگی بهتری داشته باشد.

شخصیت پردازی قهرمان قصه با این اوصاف دارای نقص است. اگر شرایط زندگی او برای مخاطب بهتر باز می شد و دلیل بن بست زندگی او در سکانس هایی با نگاه بازتری مطرح می شد شرایط بحرانی قهرمان قصه قابل درک بود، اما در قامت شخصیتی مثل ندا رسیدن به چنین تصمیمی برای به دست آوردن پول بیشتر قابل پذیرش به نظر نمی رسد.

کارت پرواز در سینمای اجتماعی ایران فیلم مهمی است. فیلمی است که می تواند هر مخاطبی را در مقام مقایسه و لحظه ای جای قهرمان قصه بگذارد. عفریت اعتیاد و مواد مخدر در ایران گاه آنچنان می تواند به هر شهروندی نزدیک باشد که شرایط و سرنوشت تلخ ندا می تواند مابازای بسیاری از افرادی باشد که هر روز از کنار ما می گذرند.

افرادی که به امید یک هوای تازه تر و یک زندگی ایدئال تر در ورودی فرودگاه با آنکه منتظر دریافت کارت پروازشان هستند در یک لحظه کیسه مواد مخدر در شکمشان می ترکد و زهر واقعی یک زندگی تلخ را به تمام رگ های بدن جاری می نماید.

منبع: فرادید
انتشار: بروزرسانی: 1 آبان 1398 شناسه مطلب: 346

به "فیلم کارت پرواز؛ بیداری با شلاق تلخ فقر" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "فیلم کارت پرواز؛ بیداری با شلاق تلخ فقر"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید