فریب زن متاهل توسط تاجر قلابی

به گزارش چاپار بلاگ، زن جوان در حالی که اشک ریزان مدعی بود تهدید به اسیدپاشی شده است در تشریح سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری مشهد توضیحاتی ارئه داد.

فریب زن متاهل توسط تاجر قلابی

به گزارش، به راحتی فریب خوردم و گرفتار مرد شیادی شدم که خود را یکی از تاجران بین المللی معرفی می کرد. آن قدر دل باخته آن مرد عرب زبان شدم که دیگر همسر و زندگی مشترکم را رها کردم چرا که قرار بود...

زن جوان در حالی که اشک ریزان مدعی بود تهدید به اسیدپاشی شده است و راه فرار از منجلاب خود ساخته اش را ندارد در تشریح سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: پنج سال قبل فرشید به خواستگاری ام آمد. من هم که دوست داشتم زودتر ازدواج کنم بدون تفکر و تامل درباره همسر آینده ام به او پاسخ مثبت دادم و این گونه پای سفره عقد نشستم، اما خیلی زود فهمیدم که در ماجرای ازدواج عجله نموده ام چرا که همسرم جوانی بیکار بود و احساس مسئولیتی در برابر خانواده اش نداشت. با آن که همه آرزوهایم را بر باد رفته می دیدم، اما مجبور بودم برای حفظ زندگی ام کوشش کنم. این در حالی بود که همسرم نمی توانست مخارج زندگی را تامین کند به همین دلیل تصمیم گرفتم در بیرون از منزل کار کنم و در یک فروشگاه لباس های زنانه مشغول کار شدم.

آرام آرام زندگی ام را سر و سامان می دادم که یک اشتباه بچه گانه با آرزو های واهی سرنوشتم را تغییر داد به طوری که زندگی ام در آستانه نابودی نهاده شد. ماجرا از آن جا شروع شد که مدتی قبل روزی جوانی خوش تیپ و سبزه رو شبیه بازیگران فیلم های هندی وارد فروشگاه شد. او با لهجه عربی صحبت می کرد، اما زبان فارسی را هم به خوبی می دانست. او خود را جابر معرفی کرد و مدعی شد ساکن اهواز است، اما به خاطر شرایط کاری اش مدام به شهر های مختلف کشور سفر می نماید. من که جذب بیان شیوا و ظاهر آراسته او شده بودم به نوعی کوشش می کردم تا او بیشتر از وضعیت کاری و زندگی اش بگوید. آن روز بعد از مدتی مصاحبه از من خداحافظی کرد، ولی روز بعد به بهانه تعویض لباس دوباره به فروشگاه آمد. من که از دیدن او راضی شده بودم درباره زندگی اش پرسیدم او خود را جوانی مجرد معرفی کرد که یک تاجر بین المللی است و اوضاع مالی خوبی دارد.

جابر می گفت بیشتر با کشور های حاشیه خلیج فارس به ویژه کویت تجارت می نماید و به دلیل آن که زبان عربی را به خوبی می داند دوستان زیادی در کشور های عربی دارد و می تواند مرا نیز برای گشت و گذار یک ماهه به کویت ببرد. از شنیدن این حرف ها آن قدر راضی شده بودم که خودم را مانند یک پرنسس ایرانی می دیدم که در حال عبور از خیابان های کویت است. خلاصه با رد و بدل شدن یک شماره تلفن ارتباط من و جابر روز به روز بیشتر می شد و من با تعریف و تمجید های او از مکان های دیدنی کشور های خارجی فقط در رویا سیر می کردم.

خیلی دوست داشتم اعتماد و اطمینان جابر به من به حدی برسد که روزی با او همسفر شوم. از سوی دیگر دلباختگی من به جابر موجب شد تا رابطه من و همسرم سرد گردد. دیگر توجهی به فرشید نداشتم و از او فاصله می گرفتم. خلاصه روز به روز زندگی مشترک من و فرشید آشفته تر می شد و هیچ رابطه عاطفی بین ما نبود از سوی دیگر من گوشی تلفن همراهم را به جابر دادم و او در مقابل گوشی دیگری به من داد که با نصب یک نرم افزار همه رفتار و حرکاتم را کنترل می کرد به طوری که نمی توانستم حتی برای لحظه ای گوشی را خاموش کنم.

در حالی که همچنان در رویاهایم غرق بودم روزی به طور اتفاقی و به وسیله یکی از دوستانم که جابر را می شناخت تازه متوجه شدم که در دام مردی شیاد افتاده ام. او در یکی از محلات حاشیه شهر مشهد به همراه همسرش زندگی می کرد و همه دروغ هایی را که به من می گفت ساخته و پرداخته ذهنش بود. وقتی فهمیدم او از اوباش سابقه دار آن محله است که دیگر فرشید هم متوجه این رابطه زشت شده بود. خیلی کوشش کردم رابطه با او را انکار کنم، ولی گوشی تلفن و محتویات داخل آن همه چیز را لو داد. حالا هم جابر مرا تهدید می نماید که اگر به ارتباطم با او ادامه ندهم اسید به روی صورتم می پاشد. با این اشتباه مانده ام که... شایان ذکر است، به دستور سرگرد محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) پرونده این زن جوان در دایره مددکاری اجتماعی مورد آنالیز نهاده شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع:خراسان

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتشار: 25 آبان 1398 بروزرسانی: 27 فروردین 1399 گردآورنده: chaparblog.ir شناسه مطلب: 557

به "فریب زن متاهل توسط تاجر قلابی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "فریب زن متاهل توسط تاجر قلابی"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید